PAYAM BORAZJANI WEBLOG

 

 
  [ Bio ]      [ Gallery ]      [ Links ]      [ Contact ]      [ Weblog  

July 26, 2010

یک رسوایی بی سابقه

امروز در صدر اخبار همه رسانه‌های بین‌المللی خبر درز و انتشار اسناد محرمانه ارتش امریکا و ناتو درباره جنگ افغانستان توسط سایت ویکی لیکز قرار داشت.
در ۲۰:۳۰ امروز دیدم که با آب و تاب این خبر رو گفتن و از یک رسوایی بی سابقه در رابطه با جنگ افغانستان خبر دادند.
جالب است که بدانید نه تنها ویکی لیکز این اسناد رو منتشر کرد بلکه مدیر این سایت امروز در لندن به همین منظور مصاحبه‌ای با رسانه‌ها نیز داشت و تنها عکس‌العمل دولت امریکا به این کار در گفتن جند جمله مانند این کار بسیار کار غلطی بوده است خلاصه شد.
اما در ایران عزیزمان :
با سلام بخاطر انتشار مدرکی درباره سعید امامی قاتل چه کردند؟
با صبح امروز و حجاریان بخاطر انتشار مطالبی درباره سیستم اطلاعاتی کشور
با عمادالدین باقی بخاطر انتشار اسناد و اخبار ظلم به زندانیان
با مهدی کروبی بخاطر انتشار اسناد ... در کهریزک
با جماعت و احزاب اصلاح طلب بخاطر انتشار اسناد و اخبار خدشه در انتخابات
و با صدها نفر بخاطر ابراز عقیده چه کردند؟

این آقایون نه تنها مصاحبه مطبوعاتی نکردند و ۲۰:۳۰ هم خبر رسوایی‌ها رو پخش نکرد بلکه محمکوم به حبس‌های سالیانه هم شدند.


خیلی هم خوب! 

May 1, 2010

به كجا چنين شتابان

يکم : صدا و سيماي ايران براي بار هزارم ثابت کرد منظورش از امروز ديروز و فردا يعني تکذيب گذشته زير سوال بردن آن يا دستکم زمينه سازي براي تشويش اذهان درباره آن و امروزش هم اينکه خودشان و نگاهي که از آن حمايت مي کنند خوب است و فردا هم بهتر است به آن پراخته نشود.نمونه آخرش هم همين مناظره پنجشنبه شب آقاي حسين فدايي با آقاي علي عسگري

دوم: داعيه اينکه فرمان رهبري بر روي زمين مانده و عاملين فساد يا دست اندازان بر بيت المال چنان تغييري در احوالشان اتفاق نيفتاده است درست است اما خوب در اين ۵ ساله اخير حداقل بارها مسايل مربوط به اين موضوع مطرح شد اما واقعا چه شد در احوال کساني که اعلام کردند و چه نتيجه اي حاصل شد ار ان پرونده ها. پرونده هاي مربوط به ديوان محاسبات ، وضعيت قاچاق سيگار به ايران و با اين مورد اخير بيمه ايران.

سيم: آقاي حسين فدايي در پاسخ به اينکه فساد از چه زماني بوجود آمد بي هيچ کم و کاستي به دوره کارگزاران اشاره کردند. قبل از ان هم بارها اشاره کردند که اگر فسادي هست حتما با حمايت و يا اطلاع شخصيت هاي با نقوذ است. در جواب وقتي آقاي علي عسگري از آقاي هاشمي رفسنجاني به توسط بيانات رهبري به دفاع پرداختند گفتند گه نامي از هاشمي نبرده است اما چه کسي است که نداند منظور آقاي فدايي هاشمي بود و منظور کوچک زاده که ديرتر به يحث وارد شد مهدي هاشمي نبود.

چهارم: براي من واقعا اين سوال است که چرا اصولگرايان تندرو نظير کوچک زاده، حسينيان ، فدايي ، رسايي و ... اگر داعيه پيروي از رهبري دارند انهم با اين غلضت در عمل واقعا پايبند به اين موضوع نيستند. وقتي رهبري بارها از شخصيت آقاي هاشمي دفاع کردند و دستور به پايان مجادله بر اين موضوع داده اند چرا مجادبه را پايان نمي دهند.در اين مدت پس از انتخابات اگر تورقي در روزنامه ايران و جوان و وطن امروز کنيد يا به گفته هاي نامبردگان در مجلس و ... رجوع شود دايما حرفها پيرامون تخريب هاشمي بوده است يا حداقل سهم قابل توجهي دارد.

پنجم: هيچکس منکر ايجاد طبقه خاصي از نوکيسگان در دوره سالهاي ۷۰ تا ۷۵ ، دخالت سياسيون و يا حتي امنيتي ها در اقتصاد، به وجود آمدن طيفي از مرتبطين با اشخاص با نفوذ بنام آقازادگان و اساسا تشکيک مردم در پاکدستي بعضي از صاحب منصبان نيست.اما اين موضوع خاتمه يافته و اين اتفاق اکنون ادامه ندارد. حتي گمان نمي کنم کسي باشد که درخواست رسيدگي به وضعيت اين افراد را نداشته باشد. هر دو مناظره کننده ديشب دولت اصلاحات را متهم به بي اعتنايي به اين پرونده ها کردند ولي دولت وقت و قبل که اساسا با همين رويکرد يعني افشا و قطع يد دست اين افراد و از بي برن مافيا بر روي کار امد. چرا پس خبري نيست؟ هم به حساب ان افردا برسند هم به حساب جديدترها. هم پرونده استات اويل را بررسي کنند هم پرونده نفت اردبيل و زمين دزاشيب را.هم به وصعيت شرکتهاي نفتي برستد هم به وضعيت شرکتهاي بيمه‌اي چه ايراد دارد.

ششم: شرط مناظره گقتگوي تحليلي و ميتند و با مصداق مشخص است. سخن گفتن از تصورات و بدون سند و يا حتي راجع بع معنويات يک رفتار بدون هيچ مصداقي به چه کار که مي آيد.اينکه فساد از کي امد و براي چه امد که يک بحث نظري و تئوريک است نه بحث عملي مبارزه با فساد.چرا دوستان ابا داشتند از بيان پرونده ها.

هفتم: در دوره‌هاي پيشين اگر کسي متهم به فساد مالي بود حداقل در مسوليت رده بالا نبود اما در اين دوره هم اينچنين است؟

هشتم:
حاشيه هاي مناظره فدايي و- عسگري

March 6, 2010

Veraji on Asab = VOA

۱. ماجرای بعد از انتخابات ایران در سال ۸۸ بسیار پیچیده شد و هر روز بر پیچیدگی آن افزوده می شود، بطوری که اگر گره‌ای از گره‌ها باز می‌شود در اندک زمانی گره‌ای دیگر با بزرگی و پیچیدگی بیشتر برآن افزوده می‌شود و حداقل در ظاهر اینگونه است که تلاش همه در یافتن راه حلی برای برون رفت از این وضعیت (بحران، فتنه، اتفاقات و ...) است.
۲. بر اساس طرح مفروض در بالا که تلاشی وجود دارد برای برون رفت از وضعيت فعلي، هر کسی به طرح نظری می پردازد. ابزارها متفاوت است مانند راه حلها، اما اهداف یکی؛ برون رفت و حرکت رو به جلو، در مقاله، وبلاگ، روزنامه، تلوزیون و انواع دیگر رسانه‌ها در هر لحظه نظری مطرح و نقد و بررسی پیرامون آن شکل می‌گیرد، داخلی و خارجی.
۳. معظل اینجاست که وقتی رسانه مناسب نیست از آن نظر که در ظاهر اصول حرفه‌اي رعايت مي‌شود ولی در باطن نسبت به همان اصول پایبندی وجود ندارد و نسبت به رسانه های با صداقت نیم بند در داخل هم جفا صورت می گیرد و زير فشار قرار می گیرند خود به خود با طرح نظرات نا مناسب و اتخاد مواضع نادرست از سوي دلسوزان ! آن طرف آبي زمینه برای انحراف یک جریان مهیا می شود.
۴. پس از انتخابات نیاز به یک رسانه و در یافت تحلیل و اخبار از سوی حاميان جریان معترض احساس می‌شد. چرا که رسانه دولتی کشور به عنوان ملی خود پايبند نماند و اقبال این جریان را از خود گرفت و به رهبران جريان معترض هم اجازه داشتن رسانه جدا و يا استفاده از رسانه ملي داده نشد از این روی « بی بی سی و صدای امریکا» اقبال حاميان این جریان را به خود متمایل کردند هرچند البته نبود راهي به غير از اين براي آنها. در ماههای اخير با محدود سازی پخش «بی بی سی» در کشور و عدم محدود سازی صدای آمریکا ! طبیعتا بخشی ازحاميان جریان معترض از نتها گزینه موجود رسانه‌ای، تنها گزینه را انتخاب کرده اند.
0.jpg
۵. صدای امریکا مغرض است؟. اگر نیست پس چرا دایما در حال ایجاد انحراف در یک تفکر و جنبش اجتماعی است؟امثال سازگارا و نوری زاده ویا تحلیل گران هفت رنگ از دانشگاههای بی رنگ دایما در این شبکه در حال ارایه تحلیلهایی هستند که بیشتر شبیه اضهارنظر شخصی و آنهم البته از سر ناآگاهی است. چرا كه اولا در مقام تحليل گاهي به سوي انتقاد از رويكردها و نطرات يكديگر سر مي خورند و گاهي هم باز در مقام تحليل شروع به ارايه راهكار و تعيين اهداف مي‌كنند و در پاره‌اي موارد حاميان جريان معترض را هم كه مثال مادري هستند كه فرزند از دست داده و به دنبال راه‌حلي براي آرامش هستند را به انحراف مي‌كشند از جمله در وقايع روز عاشورآ كه طبيعتا باب طبع هيچ گروه و جناحي از معترض و موافق در چهارچوب نظام نبود.
آخر کدام تحلیلگر در مقام تحلیل از یک جنبش اجتماعی، در تبیین اهداف جانب صداقت را نگه نمی‌دارد و در آن انحراف ایجاد می‌کند و یا کدام تحلیلگر برای مخاطبین خود ساعت و محل تجمع تعیین می‌کند. آیا این انحراف نیست؟.
بارها و بارها سران معترض به پایبندی خود بر قوانین دست بالایی نظام از جمله قانون اساسی تاکید کرده‌اند و حرکات و اعتراضات خود را در این قالب ساماندهی می‌کنند اما این تحلیلگران که مثال دایه مهربانتر از مادر دارند همواره در تلاشند تفکرات خود را به جای اهداف بنشانند. و یا بدتر از آن استفاده از تحليلهاي روزنامه نگارانی است که نتوانستند با تحلیلهایشان برای خودشان راهی مناسب انتخاب کنند اما اکنون در مقام تحلیلگر در آمده اند، کسانی که غالبا نتوانستند خانواده خود از محاق تفرقه نجات دهند حالا چرا بر طبل وفاق برای میلیونها می کوبند.آیا موفق می شوند؟
۶. غرض ورزان داخلی تحلیلها و نطرات غلط این جماعت تحلیلگر را به جای اهداف و قراردادهای این جنبش برداشت می کنند و به جای آن جماعت تحلیلگر سودجو، فعالان داخلی را ماخذه می‌کنند و جالب این است که جماعت تحلیلگر با اینکه می دانند این اتفاق براي افراد فعال در داخل می افتد، به ارايه این تحلیلها ادامه می دهند گویی که عمدی در کار است و غرض ورزان داخلی هم چون آنها به این سوء برداشت و ماخذات بي دليل خود ادامه می دهند باز گویی که عمدی در کار است و چرا نباید این پرسش مطرح باشد که وقتي این دو گروه به عمدشان در عين اطلاع ادامه می دهند و این وسط یک جنبش و طرفدارانش را قربانی می‌کنند يكي هستند.
آیا نباید گمان برد این دو جريان که در ظاهر یک هدف را دنبال می‌کنند در اصل یک گروهند، اینکه با هم فرضا هماهنگند برای من فرع ماجراست، اصل اینست که لااقل با هم یک راه را می پیمایند و آن هم نابودی جنبش یک رنگ و یک صدای داخل است كه هيچ قصدي جز اصلاح و تذكر ندارد آنهم با استفاده از مجالهاي قانوني.

April 30, 2009

یک تذکر و چند نکته!

من داستان اتفاقات جلسه موج سومی های اصلاح طلب را با حضور آقایان خاتمی و موسوی چهارشنبه شب با تماسی با مهدی قاسمی که در مراسم حضور داشته شنیدم و کمی هم در همین یکروزه که گذشته در وبلاگها و غیره خواندم.
و اما چند نکته و یک تذکر:
تذکر به این برادران نسل سومی واساسا برگزار کنندگان همایشها و مراسمهای اینگونه که این بار اول نیست که اینگونه موضوعات و رفتارها بوجود می آید آیا وقت ان نرسیده که باور کنید هرکاری بلد هستید غیر از کار حفاظت و اطلاع رسانی. من شاید بسیاری از شمارا بشناسم علی الخصوص جواد یحیوی عزیز را و رابطه و علاقه وی را با عکاسی می دانم و می دانم به اشتباه حتما حرفی زده و مقصودی نداشته اما این ایراد از برگزار کننده است و ربطی به آقای موسوی یا یحیوی ندارد و این از تابخردی نوجوانانی است که کت و شلوار و بیسیم را برای هر کاری کافی می دانند و این بار آخر است انشاءا... که این موضوع پیش می آید .
و اما چند سوال از عکاسان
۱- واقعا حضور آنهمه عکاس ضروری بود؟
۲- کار صنفی مگر سفارش بردار و یا وساطت می خواهد وقتی توهین می کنند یا نا هماهنگی است چرا نمی ایید بیرون؟
۳- این بار چندم است . دفعه قبلی که فارابی رفتار مشابه کرد چه کسانی اعتراض کردند و چه کسانی امضاهایشان را پس گرفتند و چه فایده ای داشت؟ اگر این دفعه هم همان اتفاق بیفتد چه؟
۴- راه حل جلوگیری از این برخوردها آیا پیش خودمان نیست؟
۵- آیا دلیل رفتار بهتر و شرایط بهتر در برنامه های رییس جمهور فعلی تعداد کم عکاسان حاضر در برنامه نیست؟

پی نوشت :
روایت بهروز مهری از برنامه

April 12, 2009

::

مدارک مالکیت عکس تاریخی امام‌خمینی(ره) منتشر شد
پایانی بر نزاع علی کاوه و‌ محمودکلاری

به حرفهای زده شده از سوی فرزند آقای کلاری دقت کنید.اگر جملات ذکر شده صحت داشته باشد ظاهرا باید به ایشان جواب در خور، منسجم داد تا یادشان بماند و عبرت دیگران شود که عکاسان به قدر کافی ابزار دارند و نیازی به سینما هم ندارند.
امیدوارم انجمن صنفی وارد عمل شود.

March 31, 2009

!!!!!!!!!!!!!!!!!

برای صرفه جویی ظاهرا انتشار روزنامه خورشید متوقف شد.
شاید باورتان نشود ولی بعد از هزینه چند میلیاردی برای روزنامه خورشید و بعد از تنشهای فراوان و حتی تعدیل ۳۰درصدی یکماه گذشته این روزنامه بالاخره به دلیل آنجه صرفه جویی در اخبار ذکر شده دیگر منتشر نخواهد شد و باور کنید حدود ۱۵۰ نفر در آستانه سال نو شغل خود را از دست دادند.

March 20, 2009

سال نو مبارک

norooz01.jpg

امسال با همه خوبی هاش و سختی هاش بالاخره داره تموم می شه!
امیدوارم که سال خوبی در انتظار همه مردم و ملت ایران باشه و ساعات و روزهای پرغرور و مملو از شادی و موفقیت را آرزومندم.

پی نوشت:

Obama offers new start with Iran

Video: Obama seeks 'new beginnings' in surprise message to Iran AFP

November 16, 2008

چیزی به اسم فاجعه

در مورد عکاسی خبری حرف و حدیث بسیار است و تعاریف هم بیشتر.اساسا عکاسی خبری در جهان عکاسی در بین صاحبنظران همیشه موضوعی چالشی بوده و بارها و بارها عکسهایی در دنیا تولید شده و یا در جشنواره های مطرح برنده جوایز و مقام شده اند که پیرامون آنها بحث های فراوانی به وجود آمده است.عکاسی ایران نیز بخشی از این دایره است.اماآنچه مسلم است و از نظر من مبرهن اینکه عکاسی خبری در کشورمان دچار بحران است که من می خواهم فقط به بحرانهای حاکم بر این مقوله بپردازم و راهکارها شاید بماند وقتی دیگر با صاحب نظرانی زبده تر.
عکاسی خبری در ایران علی رغم وجود جریان گسترده مطبوعات و خبرگزاری ها و سایتهای مختلف متاسفانه موجودی است عقب مانده از اطلاعات روز دنیا و از نظر من غیر رقابتی با وضعیت موجود در جهان حاکم.البته مقاطعی بوده که عکسهایی و نه خود عکاسی خبری کشور در جهان رتبه ای کسب کرده که بیشتر بخاطر اهمیت و گستردگی موضوع و یا شاید عمق فاجعه های پیش آمده بوده و نه مزیتهای یک عکس.
عدم وجود دانش فراگیر و همچنین منابع علمی کافی چه به صورت مکتوب و یا حتی غیر مکتوب اولین عاملی است که عکاسی خبری در ایران از آن رنج می برد.اتفاقا گستردگی مطبوعات و رسانه باعث شده که عکاسی خبری در کشورمان جای خود را به عکاسی مطبوعاتی صرف بدهد و در زمانهایی که بواسطه تلاش انفرادی یک عکاس موضوعی فراتر از خواسته یک مطبوعه تولید شده یا دیگران از کنار آن به سادگی گذشته اند و یا بدلیل غیر کاربردی بودن در مطبوعات و رسانه ها مجال مطرح شدن نداشته اند.و این عامل دومی است که عکاسی را باید از آن نجات داد یعنی بوجود آمدن یا آوردن مجالی برای انتشار و ارایه عکسهایی که اتفاقا فراتر ار موضوعات مطرح در سطح عوام جامعه است.
نکته سوم همانا وجود علاقه مندان بسیار است در این حوزه.این عامل که پتانسیل درونی عکاسی خبری را در کشورمان بسیار بالا برده در کنار دو نکته ذکر شده باعث بوجود آمدن طیف وسیعی ازعکاسان جوان و با انرژی اما سرگردان در عکاسی شده است که مثالی است مانند لشکری با نیروهای زیاد اما بی فرمانده و راهبر.
همه این موارد خبر از آینده ای نا امید کننده می دهد واین نکته چهارم خطرناکتر از همگی است یعنی در زمانی که از عمر کاری عکاسان خوب کنونی بگذرد شاید هیچ عکاس تربیت شده ای نتوان یافت که بکار آید و با حضورش حفظ آبرو کند و باید به امید استعدادی دست به دهان ماند و یا اتفاقی بسیار بزرگ رخ دهد که عکسی خوب یا بد در این میان مطرح شود و عکاسی جانی تازه یابد.
حال به این صفحه پر تلاطم اضافه کنید اقتصاد ناچیز در عکاسی و علی الخصوص عکاسی خبری را.وقتی منابع کافی مالی در گردش نباشند طبیعتا رغبتی برای حضور هم نخواهد بود و پس از مدتی خیل علاقه‌مندان ، اگر در عکاسی بمانند به شاخه ای دیگر می گروند و در این میان عکاسی خبری تنها تر از تنها خواهد ماند.از نکته ششم به بعد دیگر هدف گذاری کلی در فرهنگ یک کشور است.
نکته هفتم ،نبود مدیریت در این عرصه است.هنوز بعد از گذشت سالها بوجود آمدن عکاسی خبری در ایران و حضور این همه عکاس متاسفانه هیچ سازمان دولتی و خصوصی بوجود نیامده که توانایی مدیریت راهبردی و تنبیین استراتژی را برای عکاسی خبری داشته باشد.و چرا اینگونه است؟
بنظر می رسد هنوز دولتمردان و صاحبان رسانه در کشور به ارزش عکس به عنوان یک رسانه مستقل پی نبرده اند و شاید نمی خواهند باور کنند که عکاسی مانند دیگر رسانه ها شاید مثل سینما تاثیرگذار است.زمانی که آنها به این نکته دریابند به شکل طبیعی سازمانی بوجود می آید برای استفاده و بودجه ای برای مدیریت و صاحبنظرانی برای تشخیص کیفیت و آموزشی برای پیشرفت و رسانه ای برای انتشار و این یعنی آرزوی عکاسی خبری ایران.
وقتی این آرزو به حقیقت پیوست باقی قضایا خود به خود حل خواهد شد.

October 28, 2008

باز هم فارابی و اعتراض

001.gif
این تیتر اول روزنامه بانی فیلم لمروز است.گمان می کنم الان کل مدیران فارابی و آقای ... در دفتر وزیر تلف به دستند که یا کارگردانان امضایشان را پس بگیرند یا از محل کارشان اخراج می شوند.
فکر کنم روزی یکبار یک جماعتی دارند به فارابی شکایت می کنند که دارد سینمای ایران را به {...} می دهد.

October 19, 2008

ای بابا

كاهش 54 ميليارد دلاري درآمد نفت ايران با تداوم روند نزولي قيمت
توجه به این خبر که امروز تیتر خیلی از روزنامه ها بوده است لازم است.من در عجبم که چرا خیلی ها از کنار اینگونه اخبار ساده می گذرند.
و خواندن ویژه نامه امروز روزنامه اعتماد با عنوان "پایان مهمانی نفت" را که مصاحبه ای است با محسن صفایی فراهانی در باره پول نفت هم توصیه می کنم برای آنهایی که نمی دانند چه خبر است.
نمی دانم در این تقسیم پول نفت در بین مردم آنهم به ناعادلانه ترین شکل ممکن چرا پولی گیر ما نمی یاد آخه. مگه مال ما خار داره؟

Norouz in Tehran

Linke

  • گفت و گوعبدالعلی زاده در شب شیشه ای

  • بار ديگر ايران در صدر اخبار جهان!!!!

  • سایت حسین فاطمی

  • بازار ماهی سفید

  • عکسهای سال فارس

  • رسما خواستار شركت در نشست شوراي امنيت شد

  • تعطيلي نشريات، موضوع دلنشيني نيست

  • رد فرجام‌خواهي صدام

  • مدارس خود گردان در ايران

  • دومین نمایشگاه گروه عکس طوسی



  • گروه بندي نوشتارها

    Powered by
    Movable Type 3.34